فانوس روشنایی
٧ آبان ۱۳٩۱ :: ٤:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مامان امیر مهدی

امیر مهدی به سمتم اومد و دستشو که پوستش بلند شده بود بهم نشون داد و در حالی که مظلومانه بهم نیگا می کرد با صدایی نازک و لوس شده گفت: دستمو ببیییییین.

: ببیییینم، الهی، چی شده؟

: به تخت مالش گرفته.



موضوع مطلب : خاطره
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed