فانوس روشنایی

امیر مهدی: ماما علی(پسر دایی یک ساله امیر) زبون نداره؟

مامان: نه نداره.

- : چرا زبون داره خودم دیدم.

من که تازه فهمیدم ماجرا چیه گفتم: زبون نداره یعنی بلد نیست صحبت کنه، بلد نیست حرف بزنه.

امیر مهدی: آها.

یک ماه بعد در حال ناهار خوردن.

امیر مهدی: ماما پویا (شش ماهه) زبون نداره؟

مامان: نه بلد نیست حرف بزنه.

- : چون دندون نداره نمی تونه حرف بزنه؟

- :متفکر هم بلد نیست هم چون دندون نداره نمی تونه.

- : پس چرا می گن پویا زبون نداره چرا نمی گن دندون نداره.

- : هاااا. خوووب سوال آها .....

واقعا چرا نمی گن؟



موضوع مطلب : دیالوگ
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed