فانوس روشنایی
۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ٩:۱٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مامان امیر مهدی

در محوطه باز جلوی خونه بودیم که یک سگ وارد حیاط شد ،عمو محمد بیا بیا کرد تا به سگ غذایی بدهد،سگ به سمتمون اومد، خاله زینب گفن نه نگو بیاد، عمو محمد اشاره کرد که نیا برو، سگ رفت، من گفتم نه گناه داره بهش یه چیزی بدیم، عمو محمد گفت بیابیا، سگ بهمون نگاهی کرد اما به سمتمون نیومد، داشتیم فکر می کردیم بهش چی بدیم که سگ گذاشت و رفت.

امیر مهدی گفت: آقا سگه قهر کرد.



موضوع مطلب : خاطره
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed