فانوس روشنایی
۱۳ تیر ۱۳٩۱ :: ٢:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مامان امیر مهدی

من و امیر مهدی در حال قدم زدن بودیم و وروجک به زمین خیره بود، با ناراحتی دلسوزانه ای گفت: آخیییی، این مورچه هایی که تند راه می رن، دارن دنبال مامانشون می گردن.

پی نوشت: الان می فهمم چرا توی خیابون حاضر نیست واسه یک ثانیه هم که شده دستش رو از دستم جدا شه.



موضوع مطلب : خاطره
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed