فانوس روشنایی
۱٦ تیر ۱۳٩۱ :: ۸:٤٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مامان امیر مهدی

به پیشنهاد امیر مهدی رفتیم تا پیتزا بخوریم، یک جعبه صندوق صدقات روبروی میز مابود.

امیر مهدی پرسید: باید توش پول بندازیم تا اجازه بدن بیایم تو؟

وروجک فقط یک تیکه از مینی پیتزاشو خورده بود، و من و باباجون فقط یک تیکه از غذامون باقی مانده بود، سر این لقمه حیا هر دو با هم تعارف می کردیم تا دیگری برش داره، که من یهو دیدم یه دست کوچولو از بین دستای ما رد شد و رفت روی تیکه آخر پیتزا و گفت: اصلا بدین خودم می خورمش.



موضوع مطلب : خاطره
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed