فانوس روشنایی
۱٤ شهریور ۱۳٩۱ :: ٤:٤٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مامان امیر مهدی

امروز مامان و پسرش با هم رفتند سینما، فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه ببینند. ساعت 11 صبح بود و اکثر تماشاگران، بچه ها و ماماناشون بودند. تمام مدت نگران این موضوع بودم که با وجود صندلیهای بلند، بچه ها آیا چیزی هم می بینند؟

زمانی که در سالن انتظار بودیم، خواستم عکس بگیرم که تذکر دادند عکس نگیر خانوم.هرچه فکر کردم ثبت نخستین سینمای کودکان چرا مشکل زاست؟ عقلم به جایی نرسید.

انتظار برای اکثر بچه ها سخت بود و غرغر و بی صبری می کردند، مخصوصا وقتی در باز میشد و کلاه قرمزی روی پرده مشخص می شد،نگران می شدند که فیلم شروع شده، چهار بار واسه امیر مهدی توضیح دادم که فیلم چندین بار پخش میشه و ما تا نیم ساعت دیگه فیلمو از اول می بینیم، ولی هربار که در باز می شد دوباره ازم سوال می کرد.

و سوال می کرد که چرا سینما چندین سالن داره؟ این پله ها کجا می ره؟ وقتی وارد شدیم و فیلم شروع شد، مدام سوال می کرد، چرا اینا رو(پیامهای بازرگانی) میده؟ چرا چراغا رو خاموش کردن؟ چرا این صندلیها خرابه؟ (قسمت نشیمنگاه صندلیها به طور خودکار به سمت بالا میاد)، از نشستن روی صندلیها می ترسید و بعد هم سوال درباره ماجرای فیلم.

وقتی از سالن خارج می شدیم، امیر مهدی پرسید: پس چرا بچه ننـــــه رو نشون نداد؟؟؟؟؟؟؟

امیر مهدی در سالن انتظار



موضوع مطلب : خاطره
مامان امیر مهدی

من امیر مهدی حسینی متولد 22 تیر سال 1386 هستم . مامان اینجا رو از چهار سالگی واسم ساخت
نويسندگان
RSS Feed