اصطبل

برای گردش به باغی رفته بودیم که در اصطبلش چند تا اسب داشت، امیر مهدی که به هیجاان اومده بود داد زد: در جنگلو باز کنین اسبا بیرون بیان، در جنگلو باز کنین.

/ 2 نظر / 8 بازدید
مسافر

سلام ابتکار جالبیه ولی چرا از زبان خودش نمی نویسید شما که خلاقیتش را دارید. مثلا بنویسد رفته بودیم باغ عمو .اسبها را اونجا زندانی کرده بودند حرصم گرفت داد زدم درجنگل را باز کنید اسبهای بیچاره را آزاد کنید همه زدند زیر خنده مامان گفت این جنگل نیست عزیزم که این اصطبله! این آدم بزرگا چقدر بد جنسند اصل موضوع که آزاد یه را ول می کنندو می چسبند به کلمات!