چتر نو

خوشحال بودم که مادربزرگ به امیر مهدی یه چتر کوچک داده، حالا دیگه برای روزهای بارونی، هر دو چتر داشتیم.

صبح روز بعد امیر مهدی با خوشحالی بهم گفتاز خود راضی: مامان ببین چه خونه ای ساختم.

بالشتکای مبل رو برداشته بود و از چهار طرف مثل یه دیوار بالا برده بود و برای در ورودی دو تا از صندلیهای اوپن، و سقف خونشم چترش بود.

در حالیکه رد میشدم کلی تشویقش کردم، که یه لحظه قیچی آشپزخونه رو روی مبل پذیرایی دیدم، پرسیدم این چرا اینجاس؟ رفتم سمتش تا برش دارمش که متوجه شدم، روی چترش سه سوراخ وجود داره که طناب بازیشو از توی اونا رد کرده............تعجب

/ 1 نظر / 9 بازدید
وحیده مامان پارسا

[خنده][خنده]یه عکس یادگاری باید ازین چتر میگرفتید راستی قالب جدید مبارک.خیلی خوشگله