فیلم

داشتم فیلم می دیدم، امیر مهدی از اتاقش بیرون اومد نگاهی بهم کرد و دوباره رفت. بعد از چند دقیقه دوباره اومد و گفت: مامان خسته نشدی؟

گفتم: فیلم نگاه کردن که خستگی نداره.

: بیا تو اتاق با من بازی کن.

: باشه فیلم تموم شد میام.

: فیلم نگاه کردن یعنی هیچ کاری نکردن.

لبخندی زدم و گفتم آره، فیلم نگاه کردن یعنی هیچ کاری نکردن و تو دلم گفتم مدتهاست وقت نداشتم هیچ کاری نکنم.

/ 1 نظر / 16 بازدید
نادیا

سال نو مادر و پدر و امیر مهدی مبارک باشه