مغازه

در مغازه مشغول خرید بودم و امیر مهدی حسابی حوصلش سر رفته بود. وسایلو بر می داشتم و بالا و پایین می کردم. امیر مهدی با لبخند حرص داری گفت:

آخه شما باید به همه چی دست بزنی؟

/ 2 نظر / 12 بازدید
بیخیال دنیا90(آسمان من)

زندگی یعنی بخندهرچندغمگینی ببخش هرچندمسکینی فراموش کن هرچنددلگیری[ماچ] عزیزم درلینکستان من یه دوست جدیدهست فرصت کردی یه سربزن.دنیای سرگرمی

من وتو

محبت ازدرخت آموزکه سایه ازسرهیزم شکن هم برنمیدارد[گل]