تاکسی

در تاکسی جلو نشستم، پول رو به امیر مهدی دادم و گفتم: وقتی خواستی حساب کنی، بلند بگو بفرمایید.

 : اما این که دو تومنیه.

: آره، بقیش رو بهت بر می گردونه.

: این خیلی زیاده، می تونم باهاش سی دی پلنگ صورتی بخرم.

تا مسافرها تکمیل شن و راننده بیاد، به بیرون خیره شدم، امیر مهدی دو تومنی رو در جایگاه سی دی ضبط ماشین فرو کرد.

 : نه، ضبط خراب میشه، دستشو عقب کشیدم چون معمولا کلمات تاثیری بر روند کاراش نداره، همون موقع آهنگ متوقف شد و چند ثانیه ای در سکوت گذشت، فکر کنم امیر مهدی هم مثل من کپ کرده بود.

چند ثانیه بعد، آهنگ مجددا پخش شد.

/ 1 نظر / 14 بازدید
خاله زينب

الان اين عكس با مطلب مرتبطه؟