تشبیه

داشتم امیر مهدی رو حمام می کردم، و بازی مورد علاقش در این لحظات اینه که کفهای صابون رو توی دستش نگه داره و با اونا بازی کنه.

وقتی از روی لیف همه کفها رو جمع کرد، با شادی فریاد زد: آخ جون، من پنبه فروش می شم.

/ 0 نظر / 16 بازدید