زرنگی

تا الان اجازه نداده بودم امیر مهدی، با بازیهای کامپیوتری آشنا بشه، تا اینکه پسر عمش یه سی دی بهش داد که داخلش کلی بازی مخصوص سن خردسال بود، هیجان و شادی امیر مهدی رو که دیدم نتونستم چیزی بگم.

وقتی داشتم براش نصبش می کردم گفتم قانون بازیهای کامپیوتری اینه که روزی نیم ساعت بازی کنی تا چشمات ضعیف نشه و سربازای ذهنت شجاع و قوی باقی بمونن. و امیر مهدی هم قول داد که دو سه روز اول رعایت شد اما کم کم از زیر قانون در می رفت تا اینکه، یک روز منو مجبور کرد بازیها را دیلیت کنم. بر خلاف تصورم اصلا مقاومت نکرد و فقط منو نگاه کرد، از اتاق که بیرون رفتم، همونجا ساکت موند و دقایقی گذشت، از آقای پدر خواستم بره ببینه چه خبره؟

که دیدم خنده آقای پدر بلند شد وارد اتاق که شدم دیدم امیر مهدی ریسایکل بینو باز کرده و داره دنبال فولدر گیم می گرده، صبر کردیم ببینیم چیکار می کنه، گفت آها، الان تو ویندوز خودمم نمی شه باید برم تو ویندوز شما، سوییچ کرد و وارد ویندوز ما که ادمینسترتر هست شد و فولدر رو ری استور کرد.

/ 2 نظر / 16 بازدید
عماد

دمش گرم[نیشخند]