مترو

از پله ها ی ایستگاه مترو پایین می رفتیم که صدای نزدیک شدن قطار رو شنیدیم، سرعتمو بیشتر کردم و به امیر مهدی گفتم: سریعتر بیا پسرم که بتونیم سوار شیم.

امیر مهدی با خونسردی گفت: مترو سمت ما نیست، ایستگاه روبروییه.

وقتی به سکو رسیدیم، با کمال تعجب دیدم که امیر مهدی درست گفته، با حیرت گفتم از کجا می دونستی؟

گفت: صداش یواشتر بود.

/ 0 نظر / 9 بازدید