جنگ چرکولکا

امیر مهدی: احساس می کنم دارم سرما می خورم، بهم شربت توت فرنگی بده.

مامان: ولی سرما نخوردی که.

: گلوم درد می کنه، دارم سرما می خورم.

: نه، الان سربازای دلت دارن با چرکولکا می جنگن، و چون غذاتو خوب خوردی، تو و سربازای شجاع دلت،  قوی تر از چرکولکا هستین و شما برنده شدین وگرنه تب می کردی.

: اگه تب کنم یعنی چرکولکا برنده شدن؟

: آره، اما چون میوه خوردی و غذا، الان توی جنگ، تو پیروز شدی.

:یعنی من هرچی می خورم می ره تو دهنه سربازای دلم؟

:لبخند، آره می ره.

/ 0 نظر / 7 بازدید