مورچه خوار

مشغول ناهار خوردن بودیم، امیر مهدی سرشو به زمین نزدیک کرده بود و مشغول گرفتن مورچه ای بود که در حال رد شدن بود، پرسید می خوای بهت مورچه نشون بدم.

: نه

: میترسی؟؟؟؟؟؟از خود راضی

: دارم غذا می خورم، نمی خوام مورچه ببینم.

چند لحظه بعد دیدم دست امیر مهدی تو دهنشه، دستشو عقب کشیدم و شوکه پرسیدم: چرا مورچه می خوری؟

سه بار پرسیدم تا گفت: می خوام ببینم مورچه چه طعمی داره.

/ 2 نظر / 13 بازدید
خاله زينب

تاثير چند روز در طبيعت بودن ديگه كنجكاوي كرده :)

عماد

حالا مزه اش خوب بود یانه؟