شلوار

می خواستیم با هم بیرون بریم و چون هوا سرد بود از امیر مهدی خواستم شلوار استرجش رو زیر شلوار بیرونیش بپوشه.

امیر مهدی انگار توی دردسر بزرگی افتاده باشه با ناله گفت: نه، نمی پوشم.

پرسیدم: چرا؟

-: اگه بپوشمش دیگه ولم نمی کنه.

/ 1 نظر / 14 بازدید
آزاده(همکار!)

سلام وااااااااااقعا لذت بردم ازخوندن شیرین کاری های این فسقلی! خدا حفظش کنه!