زخم

امیر مهدی به سمتم اومد و دستشو که پوستش بلند شده بود بهم نشون داد و در حالی که مظلومانه بهم نیگا می کرد با صدایی نازک و لوس شده گفت: دستمو ببیییییین.

: ببیییینم، الهی، چی شده؟

: به تخت مالش گرفته.

/ 0 نظر / 13 بازدید