مورچه

من و امیر مهدی در حال قدم زدن بودیم و وروجک به زمین خیره بود، با ناراحتی دلسوزانه ای گفت: آخیییی، این مورچه هایی که تند راه می رن، دارن دنبال مامانشون می گردن.

پی نوشت: الان می فهمم چرا توی خیابون حاضر نیست واسه یک ثانیه هم که شده دستش رو از دستم جدا شه.

/ 0 نظر / 12 بازدید