مریضی

چند روزی مریض بودم، امیر مهدی با نگرانی اومد تو اتاقو  پرسید: حالت چطوره؟ بهتر شدی؟

مهربانانه بغلم کرد و  گفت: اگه تو نباشی من می میرم، اگه تو نباشی من خیلی تنها می شم.

دستشو گذاشت روی پیشونیمو گفت: اووووه، دو قد تب داری.

من تو رو از خودتم بیشتر دوست دارم.

/ 1 نظر / 15 بازدید
خاله زینب

قربون این پسر گل برم با این زبون شیرینش