شکست مادر

چند روز پیش، در حال خوردن ناهار بود و من مثل همیشه، نیم ساعتی بود که غذام تموم شده بود.

از شدت خواب چشمام سنگینی می کرد، و شبکه پویا هم کارتون سینمایی پخش می کرد و امیر مهدی میخ تلوزیون.

اون روز برای خرید بیرون رفته بودیم و پسرک حسابی بدخلقی کرده بود، من که حس کردم خاموش کردن تلوزیون و آماده کردنش برای خواب یعنی داشتن یه انرژی هرکولی، و این انرژی طی خرید کاملا از بین رفته بود، بی حرف پس و پیش تو اتاق غش کردم و بی خیالش شدم.

وقتی از خواب بیدار شدم، درحالیکه شعف و هیجانشو زیرلبهاش پنهان می کرد، با تحکم گفت:

مشغول تلفناز این به بعد من فقط روزهای پنج شنبه و جمعه می خوابم.قهر

اون موقع که هنوز گیج بودم، نفهمیدم وروجک چه نقشه زیرکانه ای کشیده اما چند ساعت بعد که به حرفش تو دلم می خندیدم،تعجب فهمیدم، اوه، اوه. بله.ابرومتفکر

تنها روزهایی که ما خواب بعد از ظهر نداریم، پنج شنبه و جمعه است که خانه نیستیم.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید